بگویید بر گورم بنویسند:
زندگی را دوست داشت
ولی آن را نشناخت
مهربان بود
ولی مهری از کسی ندید
طبیعت را دوست داشت
ولی نتوانست در
در هوای مسموم تنفس کند
توان دیدن نا حق را نداشت
ونتوانست حق را به حق دار برساند
در ابگیر قلبش جنب و جوشی بود
و کسی که بدان راه یافت
او را درک نکرد بلکه ترک کرد
بعد از او همیشه در زندگی احساس تنهایی
می کرد.
وخلاصه بنویسند :
زنده بودن را برای زندگی دوست داشت
نه زندگی را برای زنده بودن
برای او طلب آمرزش کنید شهربزرگ...
ما را در سایت شهربزرگ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمدکامل دانشیار
بازدید: 207
تاريخ: سه
شنبه
9 مهر
1392 ساعت: 22:09