
یكى از یاران رسول خدا (ص) فقیر شد. خدمت رسول خدا آمد و شرح حال خود را بیان كرد. پیغمبر فرمودند : برو هر چه در منزل دارى اگر چه كم ارزش هم باشد بیاور! آن مرد انصار رفت و طاقه اى گلیم و كاسه اى را خدمت پیغمبر آورد. حضرت آنها را در معرض فروش گذاشت و فرمودند: چه كسى اینها را از من مى خرد؟ مردى گفت : من آنها را به یك درهم خریدارم . حضرت فرمودند: كسى نیست كه بیشتر بخرد! مرد دیگرى گفت : من به دو درهم مى خرم . پیغمبر به ایشان فروخت و فرمودند: اینها مال تو است . آن گاه دو درهم را به آن مرد ان...
ادامه مطلب
یكى از یاران رسول خدا (ص) فقیر شد. خدمت رسول خدا آمد و شرح حال خود را بیان كرد. پیغمبر فرمودند : برو هر چه در منزل دارى اگر چه كم ارزش هم باشد بیاور! آن مرد انصار رفت و طاقه اى گلیم و كاسه اى را خدمت پیغمبر آورد. حضرت آنها را در معرض فروش گذاشت و فرمودند: چه كسى اینها را از من مى خرد؟ مردى گفت : من آنها را به یك درهم خریدارم . حضرت فرمودند: كسى نیست كه بیشتر بخرد! مرد دیگرى گفت : من به دو درهم مى خرم . پیغمبر به ایشان فروخت و فرمودند: اینها مال تو است . آن گاه دو درهم را به آن مرد ان...
ادامه مطلب